الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
87
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
تقسيم نمىنمودند . لذا امام عليه السّلام در پاسخ آنها مىگويد : من به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله اقتدا كردم و سيرهء او را عمل نمودم . در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « در چيزى كه خداوند آن را روشن ساخته و حكمش را صادر فرموده نيازى به مشورت با شما نداشتم . به خدا سوگند ! نه شما و نه غير شما نمىتوانند در اين موضوع اعتراضى به من داشته باشند ( تا لازم باشد رضايتتان را جلب كنم ) » ؛ ( فلم أحتج إليكما فيما قد فرغ اللّه من قسمه ، و أمضى فيه حكمه ، فليس لكما ، واللّه ، عندي و لا لغيركما في هذا عتبى « 1 » ) . در پايان اين سخن امام به خودش و آنها دعا مىكند كه هميشه طرفدار حق و در برابر آن شكيبا باشند و عرضه مىدارد : « خداوند دلهاى ما و شما را به حق متوجّه سازد و شكيبايى و استقامت را ( براى تحمّل حق ) به ما الهام كند » ؛ ( أخذ اللّه بقلوبنا و قلوبكم إلى الحقّ ، و ألهمنا و إيّاكم الصّبر ) . روشن است كه در بسيارى از مواقع ، حق تلخ است و تحمّل آن مشكل ، و همين امر گاه سبب مىشود كه انسان حق را نبيند و اگر آن را ديد تحمّل نكند ، لذا امام عليه السّلام از خدا دو چيز مىطلبد ؛ يكى اينكه حق را آنچنان كه هست به او و سايرين ارائه دهد و پس از آن تحمّل و شكيبايى در برابر تلخى حق ، عنايت فرمايد . در يكى از كلمات قصار نهج البلاغهء مولا عليه السّلام مىفرمايد : « إنّ الحقّ ثقيل مريء و إنّ الباطل خفيف و بيء ؛ حق ، سنگين امّا گواراست و باطل ، سبك ولى بيمارىزاست » . « 2 »
--> ( 1 ) . « عتبى » از ريشهء « عتب » بر وزن « خطب » در اصل به معناى ناراحتى باطنى است و هنگامى كه به باب افعال برده شود به معناى زايل كردن اين ناراحتى است و چون سرزنش كردن طرف مقابل يكى از اسباب فرونشاندن خشم درونى است ، عتبى به معناى سرزنش كردن مىآيد و در جمله بالا منظور همين است . امام عليه السّلام به طلحه و زبير مىفرمايد : شما حق ايراد و سرزنش نسبت به من نداريد . ( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 376 .